اخبار کوتاه

نقش خانواده در بزهکاری اطفال

گردآوری:مهدی حقی

چکیده
یکی از مسائل ناراحت کننده امروز که توجه بسیاری از محققان ، جامعه شناسان و روان شناسان را به خود جلب نموده موضوع مجرمین یعنی نوجوانان و جوانان بزهکار است در مورد بزهکاران کم سن و سال نظرات متفاوتی عرضه شده است بعضی ارتکاب جوانان به گناه را ، از اختصاصات جوامع متمدن و پیشرفته امروزی دانسته اند  و اعتقاد دارند که بشر به همان سرعتی که به سوی پیشرفت و تکامل صنعتی و مادی پیش می رود ، از معنویات فاصله می گیرد و به سوی تبهکاری و قانون شکنی گام بر می دارند عده ای علت این پدیده را سستی اعتقادات دینی و مذهبی دانسته اند و معتقدند که علم ، ایمان و عمل صالح موجبات رشد انسان را فراهم می کند و اخلاق نکوهیده مانند خود پرستی ، حب دنیا ، و تکبر سبب می شود انسان از رشد و کمال باز مانده و در نهایت به تبهکاری ارتکاب گناه روی می آورد عده ای دیگر جنگ را از عوامل مهم ارتکاب به جرم می دانند علیرغم تفاوت دیدگاههای مختلف همگی آنها مؤید تأثیر اساسی خانواده بر اعضای آن است بدین معنی که خانواده هم می تواند زمینه ساز رشد و بالندگی و هم عامل آسیب و بیماری اعضای خود را به خوبی ایفا نماید و ممکن است منجر به آسیبهای فراوان و حتی زمینه بروز بزهکاری نوجوانان خود را فراهم کند به عبارت دیگر از جمله مشکلاتی که ممکن است در اثر عملکرد ناموفق خانواده پدید آید همین مسأله بزهکاری و انحراف نوجوانان است.[۱]

مقدمه
خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن پرورش می یابد و در رفتار بعدی فرد فوق العاده مؤثر است.  نوع تشویق ها ،تنبیه و تحذیرها، بی اعتنایی ها و رفتارها در مراحل اولیه ی زندگی فرد آثاری برای دوره های بعدی در او  بر جای می گذارد. هدف کلی این پژوهش، بررسی مقایسه  ای عملکرد خانواده های نوجوانان بزهکار کانون اصلاح و تربیت و نوجوانان عادی می باشد.
بین بزهکاری نوجوانان و شیوه عملکرد خانواده به دلیل نقش برجسته و با اهمیت والدین و خانواده رابطه معنادار وجود دارد. لذا آگاه ساختن والدین و ارائه ی آموزش های خانواده جهت پرورش افراد سالم در جامعه از اهمیت بسیار  بالایی برخوردار است و سازمانهای ذیربط می بایست در این زمینه نقش فعال تری ایفا نمایند.
صاحبنظران درمورداهمیت خانواده تاکیدات بسیاری داشته اند.
“خانواده نزدیکترین پایگاه امن برای فرزندان می باشد. تاکنون هیچ گونه جانشین رضایت بخش و مطلوبی برای خانواده پیدا نشده است که بتواند این امنیت اساسی را تأمین کند.” [۲]

“خانواده مهمترین نهاد بشری است که هنجارها و ارزشهای آن در فرزندان تأثیر می گذارد.”[۳]
ستیر (۱۹۹۷)معتقد است که “والدین به وسیله اعمال خود به عنوان الگو برای فرزندان، و همچنین ایجاد آرامش روانی و برخورداری از روابط سالم خانوادگی، تعادل عاطفی و آرامش را فراهم می آورند.”

   ”  نوجوانی دوره رشد شخصیت و هویت یابی نوجوان است و این رشد در کانون خانواده رخ خواهد داد. هرگونه اختلال در کارکردهای خانواده بر فرایند رشد و شکل گیری شخصیت نوجوان تأثیر گذاشته و آن را مختل می کند. کودکان و نوجوانان قربانیان اصلی عملکرد نامطلوب خانواده می باشند.”[۴]

وظایف خانواده

خانواده نقش بسیار مهمی در  تأمین نیازهای جسمی ، روانی ، عاطفی و اجتماعی فرزندان و اعضای خود می توان داشته باشد از همین رو از ابعاد مختلف به این موضوع نگریسته شده و وظایفی برای آن در نظرگرفته اند که مهمترین آنها عبارتند از :

تأمین نیازهای جسمی فرزندان :
هنگامیکه کودک بدنیا می آید فاقد هر گونه توانایی برای ارضاء نیازهای خود می باشد لذا در این دوران بطور کامل متکی به والدین بوده و حیات خود را در گرو فعالیتهای آنان محفوظ می دارد که البته با رشد فرد از این میزان وابستگی به تدریج کاهش یافته و نیازمندیها اشکال دیگر بخود می گیرد« بی شاپ » در کتاب رشد شخصیت این نکته را یاد آور می شود که الگوی رشد شخصیت کودکان ابتدا در چارچوبی از روابط او با والدین شکل می گیرد .

تأثیر این امر را می توان در زندگی بزرگسالی در میان نوجوانان مشاهده نمود ، یعنی هنگامیکه والدین طرد کننده باشند ، کودکان غمگین ، مظنون ، غیر قابل انعطاف ، نامطمئن ، مضطرب و درونگرا می باشند و در صورتی که والدین نسبت به آنها محبت داشته باشند فرزندانی برونگرا ، خوشحال و مطمئن خواهند داشت .

شناخت « خود » و کشف « خویشتن »:
خانواده است که با مورد قبول قرار دادن فرزند و مهر و محبت به او ، او را به خود می شناساند و به فرزند امنیت و آسایش می دهد .

 شروع یادگیری از خانواده:
خانواده است که در  ابتدا هنجارها و ارزشهای اجتماعی را به فرزند می آموزد و در نتیجه اجتماعی شده و جامعه پذیری تحقق می یابد .

جامعه پذیری که عبارت از درونی ساختن و پایدار نمودن ارزشها و هنجارها تعریف شده یکی از مهمترین فراگردهای اجتماعی شدن است که در خانواده  شکل می گیرد و لذا نه تنها با ارزشها و استانداردهای اجتماع آشنا می شود بلکه چگونگی شکل پذیری این هنجارها را نیز فرا می گیرد .

در این مورد ایگ من معتقد است : “بوجود آوردن فرصت و امکانات شناسایی فرد که وابسته به شناسائی خانوادگی است و نتیجه آن بدست آوردن استحکام و قدرت کافی برای مواجهه با تجربیات جدید است از وظایف خانواده می باشد . “[۵]

خانواده منبع رشد و شکوفائی استعدادهای فرزندان می باشد:

خانواده اولین و مهمترین نهادی است که سهم عمده یی در پرورش و فراگیری رفتارهای پسندیده نوجوان دارد. ارزش ها، دیدگاه ها، اعمال و گفتار والدین و اعضای موثر خانواده تاثیر مستقیمی بر فرآیند رشد و آینده فرزندان شان دارد. زمانی که بچه ها الگوها، باورها و اعتقادات منطقی و سالمی از زندگی داشته باشند، به راحتی می توانند در برابر دشواری ها و نابسامانی های گوناگون ایستادگی کنند و سر تسلیم فرو نیاورند.
عوامل خانوادگی زمینه ساز بزهکاری:
روابط خانوادگی:

  پيوند هاي دوستانه والدين عاملي براي تعديل نوجوانان ،وسيله اي براي ارضاي عواطف و موجبي براي جلوگيري از پديد آمدن نابساماني است .آنها الگو از والدين خود مي گيرند و به رشد و نمو خويش ادامه مي دهند.همچنين خانواده ها منتقل كننده فرهنگي خاص به كودكان هستند. فرهنگي كه در آن صفا و صميميت و محبت است و اين امر در اماكن ديگر به دست نمي آيد. كودكان پرورشگاهي ممكن است در سايه اعمال نظر در مواردي به درجاتي رسيده باشند ولي هيچ كدام از آنها نتوانستند بمانند اكثريت آنهائي كه در خانواده تربيت يافته اند ادامه زندگي دهند . معنويت و اخلاق در خانه كار سازندگي را در كودك نافذ مي سازد .

اختلاف والدین:

    در رابطه با اختلاف و تضاد و مشاجره والدين بايد گفت كه اين پدیده نيز از عوامل مهم وموثر بر بزهكاري نوجوانان مي باشد روابط والدين با يكديگر و با فرزندان در پرورش عاطفي و اجتماعي نوجوانان نقش موثري داشته و ناسازگاري زناشويي والدين مي تواند موجب گرايش فرزندان به بزهكاري شود .از طرف ديگر ،سازگاري والدين و روابط منطقي و محبت آميز بين والدين و فرزندان كه به وحدت خانوادگي مي انجامد ارتباط جوانان را با گروههاي همسال بزهكار محدود ساخته و از گرايش آنان به رفتار بزهكارانه مي كاهد.

وضعیت اقتصادی-اجتماعی:
    در اين رابطه برخي از نظريه هاي جامعه شناسي انحرافات نظير نظريه بوم شناختي و نظريه فشار با استناد به آمارهاي رسمي انحرافات اجتماعي،پايگاه اقتصادي –اجتماعي خانواده رااز متغير هاي مربوط به بزهكاري دانسته اند،صاحب نظران اين نظريه ها بر اين باورند كه احساس محروميت جوانان در خانواده هاي با پايگاه اقتصادي-اجتماعي پايين،نبود شرايط مناسب زندگي و ارضاي نامناسب نيازهاي جوانان ،آنان را به سمت رفتار بزهكارانه سوق مي دهد .اين نظريه ها،موقعيت شغلي،سطح تحصيلي،و درآمد والدين را به عنوان شاخص هاي عمده پايگاه اقتصادي-اجتماعي خانواده در نظر گرفته و تاثير اين شاخص ها را بر رفتار بزهكارانه جوانان نشان داده اند. اين نظريه ها همچنين به ناتواني والدين از ارائه پاداشهاي مناسب به رفتارهاي بهنجار اشاره مي كند.عدم ارضاي نيازهاي جوانان و به تاخير انداختن كاميابيهاي آنان در خانواده هايي كه فقر اقتصادي و اجتماعي دارند توجيهي است براي جواناني كه تنها به ارضاي تمايلات وآرزوهاي كوتاه مدت خود از طريق رفتار بزهكارانه عمل مي كنند.

 

تحصیلات والدین:
  پژوهشها نشان مي دهند كه والديني كه از سطح بالايي در تحصيلات بر خوردارند در مواجه و برخورد و رابطه برقرار كردن با نوجوانانشان از مهارت كافي برخوردارند . در اين مورد ، پرداختن به امور تربيتي فرزندان توسط اين گونه والدين كه شامل اصول اخلاقي مناسب و منسجمي است و در مقابل شامل نظارت دقيق بر كار آنان ،شركت والدين در زندگي روزمره جوانان،كسب اطلاع از فعاليتهاي فرزندان در طول روز و آموزش مهارتهاي زندگي به فرزندان با شيوه هاي مسئله يابي و حل مسئله مي تواند از گرايش نوجوانان اين گونه خانواده ها به بزهكاري پيشگيري كند.

در مقابل والديني كه سطح تحصيلي پاييني دارند از شيوه هاي تربيتي استفاده مي كنند كه خود از طريق آنها پرورش ياقته اند اين گونه والدين بيشتر از شيوه هاي اقتدارگونه و سخت گيري استفاده مي كنند كه اين گونه روشهاي تربيتي مورد قبول جوانان نبوده و جزئي از فرهنگ جوانان دنياي معاصر نيست.به طور كلي والدين جوانان بزهكار در مقايسه با والدين جوانان غير بزهكار عمدتا در برخورد با رفتارهاي نابهنجار فرزندان خود از مهارت كافي برخوردار نيستند ،حتي در مواردي برخورد و بررسي والدين از وضعيت فرزندانشان در گرايش آنان به رفتار بزهكارانه نقش موثري دارد.

اعتیاد والدین:

   بزهكاري نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر علل بسياري دارد.بزهكاري در زندگي هر نوجواني ،به شكل خاصي ظاهرمي شود ومعنا و مفهوم متفاوت دارد . هرنوع محروميت ووضعيت نامناسب ممكن است پيامدهاي رفتاري نوجوان راتوام با ناكامي و نااميدي وشكست نمايد كه بيشتر اين نوجوانان راه بزه را انتخاب مي كنند ،شايد به اين خاطر است كه در گروه هاي بزهكاري به آنان بها داده مي شود.همچنين نوجواناني كه والدينشان دچار اعتياد و مواد مخدر بوده اند بيش از ساير افراد به اين جرايم روي مي آورند.ولذا بزهكاري و بزه ديدگي ارتباط مستقيمي با محيط تربيتي و كيفيت برخورداري از تعاملات بين فردي ومحيط هاي زندگي نظير محيط خانواده و محيط هاي تفريحي و محيط اجتماعي دارد.همچنين بايد گفت كه پيشگيري اجتماعي بزه ديدگي نوجوانان پسر در زمينه مواد مخدر از پيشگيري كيفري(مجازات)كارآمد تر است.

طلاق:
جدايي والدين از همديگر در گرايش فرزندان به بزهكاري موثر مي‌باشد و كودكان پس از جدايي پدر و مادر در اغلب موارد دچار اضطراب عاطفي آشكار شده و از آن رنج مي‌برند. كودكاني كه تجربه طلاق در زندگي خود را مي‌بينند دچار اضطراب و فرار از خانه مي‌شوند و در نتيجه به ورطه ی انحرافات و بزهكاري‌هاي مختلف مي‌افتند. وجود مسائلي چون متاركه، جدايي و طلاق كه باعث می شود كودك نزد مراقبین مختلف دست به دست بگردد و لاقيديهاي والدين نسبت به زندگي و فرزندان و سر و سامان زندگي كيفيت روابط زوجين و والدين بر اساس تضاد و يا هماهنگي بر بزهكاري جوانان تاثير دارد. بدون ترديد بعضي از منحرفان جوان به خانواده‌هايي تعلق دارند كه دچار مشکلات خانوادگی هستند.

اختلالات روانی:

     برخی از نوجوانان به دلیل اختلالات روانی ممکن است دست به اعمال خلاف بزنند و نتوانند تشخیص درست و مناسبی دهند.

    معمولاً مراحل اولیه دوران نوجوانی که مرحله جدایی نوجوان از خانواده می باشد، تمایل به انجام اعمال خارج از فرم شروع می شود ( ۱۳-۱۱سالگی). بیشترین میزان بزهکاری در سنین ۱۵تا ۱۸سالگی دیده می شود. زیرا نوجوانان آگاهی از اعمالشان بیشتر می شود. یعنی متوجه می شوند که می تواند هر کاری را بدون دخالت والدین انجام دهند. در صورتی که در مراحل اولیه به دلیل عدم کسب استقلال عمل کافی و کنترل توسط خانواده، کمتر مرتکب کارهای خلاف قانون می شود، اما در حال یادگیری و تجربه هستند.

تبعیض و تفاوت گذاشتن بین فرزندان:

    بیشتر والدین به فرزندان خوبِ خود بیش از اندازه محبت می کنند و پاداش مادی و معنوی بسیار می دهند و به فرزندان بدِ خود بی مهری می کنند و خشونت نشان می دهند، بی خبر از آنکه چنین فرزندانی، این رفتار والدین با خود را تبعیض و بی عدالتی می دانند. در نتیجه، درصدد تلافی برمی آیند و در برابر این گونه رفتارها واکنش نشان می دهند.

تبعیض والدین میان فرزندان، مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دوستان و آشنایان، تحقیر و سرزنش های پی درپی کودکان در حضور جمع و دوستان، به احساس ناامنی، پایین آمدن خودباوری، ایجاد حس حسادت میان فرزندان، نگرانی، ترس و گریز از خانواده در فرزند می انجامد. اینها خود عواملی هستند برای گرایش نوجوان به ناسازگاری با محیط اجتماعی و خانواده و در نهایت، گرایش به کجروی و بزهکاری.

پای بند نبودن خانواده به ارزش های اخلاقی و اعتقادی:

    پای بند نبودن خانواده به اصول و ضوابط اخلاقی و اعتقادی، عامل مؤثر در گسترش بزهکاری نوجوانان است. در ایران، بیشتر بزهکاران از خانواده هایی هستند که به ارزش های دینی و اعتقادی و اخلاقی پای بند نیستند. در حقیقت، کودکان مفاهیم اخلاقی درست و نادرست را براساس ارزش ها و باورهای والدین خود در کودکی می آموزند. از طرفی، خانواده هایی که اصول اخلاقی و اعتقادی را رعایت نمی کنند، ارزش هایی که به نوجوانان یاد می دهند، ضد ارزشند و وجدان اخلاقی آنان به گونه ای مناسب رشد نمی یابد.

    خانواده‌هایی که در روابط فامیلی و خانوادگی حریمی برای پوشش یا برخورد خود قائل نیستند و خانواده ای که از حضور ماهواره و فیلم های ضد اخلاقی در خانه خود ابایی ندارد، در واقع، بذر کجروی و انحراف های اخلاقی و بزهکاری را در ذهن و روان فرزندان خود می کارد.

 

رفتار بی ثبات والدین با فرزند:

   تعداد زیادی از بزهکاران در خانواده هایی بزرگ شده اند که از محبت والدین محروم بوده اند و بیشتر وقت ها میان اعضای خانواده ناسازگاری، کدورت و درگیری وجود داشته است. «به طور کلی، ۹۱ درصد نوجوانان بزهکار از اختلافات شدید عاطفی رنج می برند. خشونت، کمبود محبت و تحقیر فرزندان از سوی والدین از وضع خانواده هایی است که بیشتر نوجوانان بزهکار در آن به سر می برند. کمبود محبت، شخص را به انتقام جویی هدایت می کند. از سویی، محبت زیاد و غیر منطقی یا دور نگه داشتن کودک و نوجوان از دیگران سبب می شود که کودک، خود را در شمار آدم های معمولی نداند و از هم سالانش کناره گیری کند و روش اجتماعی زندگی کردن را نیاموزد. در نتیجه، شخصیت منحرفی پیدا کند. برای نمونه، اگر از آغاز خردسالی، هر چه کودک بخواهد در اختیارش بگذارند، در حقیقت، به طور غیر مستقیم به او زورگویی و تجاوز را یاد می دهند و به تدریج، این حالت در وی تقویت می شود و در دوران بزرگ سالی می کوشد به حقوق دیگران تجاوز کند. چنین افرادی هستند که رفتار ضد اجتماعی پیدا می کنند و بزهکار می شوند.

 

درگیری ها و اختلاف های خانوادگی و رفتارهای نادرست والدین:

    ریشه بسیاری از ناسازگاری های جوانان را باید در منش و رفتار والدین آنها در دوره نخست کودکی جست. هنگامی که جوان با مسائل زندگی رو به رو می شود، واکنش هایی نشان می دهد که منبع الهام آنها، واکنش های والدین او در چنین وضعی بوده است..

در این میان، رفتار پرخاشگرانه والدین، بیشتر از راه دیداری و تقلید آموخته می شود و آثار روانی محیط ناآرام خانواده در دوران کودکی و دوران بلوغ با انواع ناهنجاری ها و بیماری های روانی ظاهر می شود. مشاجره همیشگی پدر و مادر و اطرافیان، آثار شومی بر روان فرزند به جا می گذارد. محیط بی صفای خانوادگی، درگیری های لفظی، فقر فرهنگی، بی سوادی والدین، بی نظمی در امور زندگی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر، از عواملی هستند که شایستگی و ارزش کانون خانواده را نزد فرزندان خدشه دار می کنند. در چنین وضعی، نوجوان به سبب نداشتن آرامش روانی، به تحصیل و کار خود بی علاقه می شود و همواره نگران و پریشان است و ثبات روحی ندارد. آثار این ناراحتی، بعدها در سال های بلوغ و بزرگ سالی به صورت عصیان و پرخاشگری ظاهر می شود و او را به ارتکاب جرایم گوناگون وا می دارد.

عقب ماندگي خانوادگي:

    خانواده هاي ايستا يا خانواده هايي كه مسير قهقرايي طي مي كنند، فرزندان خود را بدبين، غيراجتماعي  بالاخره عصيانگر بار مي آورند. به قول «هابس» بسياري از كودكان پريشان حال و آشفته، از خانواده هايي هستند كه از زندگي اجتماعي مجزا و بيگانه اند. به نظر وي كودك و خانواده وي مي بايد فعالانه در امور اجتماعي سهيم باشند.

حضور نداشتن یکی از والدین:

    خمیر مایه مولفه‌های اصلی شخصیت متعادل یا متزلزل کودکان در کانون خانواده و در سایه تعامل مطلوب با والدین، به ویژه مادر، شکل می‌گیرد. خانواده‌ای که در آن یکی از والدین‌ حضور نداشته باشد، احتمالا موجب ناراحتی نوجوانان آن خانواده می‌شود. زیرا اگر مادر نباشد، نوجوان از کودکی احساس کمبود کرده و عواطف ناخوشایندی در او ایجاد می‌شود که عامل مهم بزهکاری بشمار می‌رود. رابطه عمده‌ای بین طول مدت بزهکاری و کفایت نداشتن و یا موفقیت والدین از مراقبت از طفل وجود ندارد، ولی طول مدت اقامت اطفال در خانواده و وجود والدین و زندگی با آنها، در روابط خانوادگی و جلوگیری از انحراف آنها کاملا موثر است.

بزهکاري اعضاي خانواده:

    رشد کودک در محيط آلوده به بزهکاري بي ترديد در رفتار وي مؤثر است زيرا وي در اثر هم نشيني و تماس با الگوهاي نامناسب به سمت بزه سوق پيدا مي کند. تحققات نشان داده است که کودکان بزهکار معمولاً داراي والدين بزهکار هستند.


نتیجه گیری

خانواده به عنوان عمده ترین نهاد اجتماعی، اولین نظام مؤثر بر نحوه رشد کودکان و نوجوانان می باشد. عوامل مختلف موجود در خانواده هر یک به روش و به مقدار متفاوتی بر فرآیند تحول فرزندان به عنوان محصول خانواده اثر دارند. با عنایت به تأثیر عوامل خانوادگی و حمایتی بر پدیده های تحولی می توان به مطالعه ترکیب مجموعه این عوامل پرداخت. نحوه شکل گیری عزت نفس، خودپنداره، اکتساب هویت و به طور کلی کیفیت انطباق فرد با اجتماع به عنوان شاخص های سازگاری همگی متأثر از چگونگی تعامل عوامل حمایتی، خانوادگی، رویارویی مؤثر و پدیده های تحولی می‌باشد.

منابع
۱- آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات)- هدایت الله ستوده- تهران- انتشارات آوای نور- چاپ .شانزدهم- ۱۳۸۵

۲- آسیب شناسی کج روی های اجتماعی- محمدحسین فرجاد- تهران- مرکز مطبوعات وانتشارات قوه قضاییه- .چاپ اول- بهار۱۳۸۳
۳- غلامعباس توسلى، نظريه هاى جامعه شناسى، تهران، سمت، ۱۳۶۹، ص ۵۲ـ۵۴٫
۴-  اعزازي ، شهلا  «جامعه دشناسي خانواده با تاكيد بر نقش ساختار و كاركردخانواده در دوران معاصر »، تهران: روشنگران.۱۳۷۷
۵- ستوده،هدایت ال.. (۱۳۸۳).مقدمه ای بر اسیب شناسی اجتماعی. تهران: نشر آوای نور
۶–  قائمی،علی(۱۳۷۸).کودک و خانواده نابسامان

۱-کی نیا ۱۳۵۷

                                                                                                                                                                                                                             ۲-نصیری،۱۳۸۲

۳-ستوده،۱۳۸۳

                                                                                                                                                                                                                          ۴-قائمی،۱۳۷۸

                                                                                                                                                                                                                               ۵-مرادی،۱۳۶۵

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*