اخبار کوتاه

عوامل موثر در خودکشی

نویسندگان: جعفر فلاح نودهی، مهدی عمویی، اکبر قنبرپور

مقدمه

خودکشی به معنای نابود کردن و از بین بردن خود پدیده ای است که سالیان دراز از روابط عشیره ای و سنتی تا روابط پیچیده شهرهای امروزی، گریبان بشر را گرفته  و در فراز و نشیب تحولات اجتماعی قلب و روح خانواده ها و اجتماع را آذرده است.بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی سالانه نزدیک به یک میلیون نفر در سراسر دنیا خودکشی می کنند یعنی در هر ۴ ثانیه یک نفر ( به نقل از خبر گزاری فرانسه). در واقع می توان گفت خودکشی یک و نیم درصد مرگ های جهان را به خود اختصاص داده است. در حقیقت تعداد خودکشی سالانه بیشتر از نفراتی است که طی تمام جنگها کشته شده اند. و چون خودکشی یکی از بزرگترین مشکلات سلامتی در جهان است سازمان بهداشت جهانی who روز دهم سپتامبر ۲۰۰۳ را روز جهانی پیشگیری از خودکشی نامید و از آن تاریخ هر ساله کنفرانسی با شرکت متخصصین جهت بررسی خودکشی تشکیل می شود و هدف اینست که افکار عمومی بیشتر به این معضل اجتماعی توجه کنند.

واقعیت امر این است هیچ انسانی سالم دست به خود کشی نمی زند بلکه انسانهایی که به دلایل مختلفی اسیر شرایط زندگی شده اندنمی توانند شرایط بد زندگی را به میل خود تغییر دهند و در نهایت به بن بست می رسند و دست به خود کشی می زنند قدر مسلم هیچ معضل اجتماعی بی علت نیست و خودکشی نیز خارج از این قاعده نیست و علتهای متفاوتی برای خود کشی وجود دارد دراین نوشته نیز سعی شده است که علتهای متفاوت خودکشی مورد بررسی قرار گیرد.

تعریف خودکشی:

  خودکشی مرگی است که عمدتاً به دست خود شخص حاصل می شود. ادوین شنایدمن خود کشی را چنین تعریف می کند: عمل آگاهانه نابود سازی بدست خود، که در بهترین مفهوم آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان نیازمندی می توان دانست که برای مساله تعیین شده او این عمل بهترین راه حل تصور می شود.

خودکشی از دیدگاههای مختلف

-ادیبات

در ادیبات خودکشی به صورت عملی رومانتیک در داستانهای نویسندگان بزرگی مثل همینگوی، کورت کوبان یا گوته آمده، خودکشی به خاطر عشق برای رسیدن به هدفی والا. ولی تعداد زیادی از نویسندگان هم به علت ابتلاء به افسردگی دست به خود کشی زده اند مانند سیلو یاپلات و همچنین خانم جین اشهری، او در نوشته ای که از خود به جای گذاشته، چنین نوشته،خودکشی یک دلیل فردی دارد و آن اینست که آدم احساس می کند که دیگر راهی برای او وجود ندارد که ارزش زندگی کردن داشته باشد.

-فلسفه

آمانوئل کانت و فدیریچ هگل معتقد بودند که انسان حق خودکشی ندارد کانت می گوید یک انسان نگهبان است بنابراین او اجازه ندارد پستش را قبل از وقت ترک کند کلاً فلاسفه مخالف خودکشی هستند و اینکه انسانیکه خودش را به هر دلیلی نابود کند را تحقیر می دانند.

-مذهب

در دین اسلام خودکشی به شدت ممنوع شده است انسانهایی که خودکشی می کنند هرگز به بهشت نخواهند رفت. زیرا این فقط خداست که می تواند در مورد زندگی و مرگ انسانها تصمیم بگیرد.

در دین مسیحیت امده است که جان انسان ها مقدس و استثنایی است بنابراین با تمام امکانات سعی در حفظ آن باید کرد، حتی تا قبل از جنگ جهانی اول اجازه برگزاری مراسم سوگواری در کلیسا برای افرادی که خودکشی کرده بودند داده نمی شد. اما بعد از جنگ این ممنوعیت برداشته شد.

علتهای خودکشی

۱-عوامل جامعه شناختی

تشریک عمده در مطالعه خودکشی در اواخر قرن گذشته بوسیله جامعه شناس فرانسوی امیل دورکیم صورت گرفت. دورکیم خودکشی را به سه طبقه اجتماعی تقسیم کرد: خودخواهانه (egoistic)، دیگرخواهانه (altruistic) وناشی از بی هنجاری (animic). خودکشی خودآگاهانه آنهایی است که شخص رابطه قوی با هیچ گروه اجتماعی ندارد، فقدان وابستگی خانوادگی توضیحی است برای آسیب پذیری نسبی افراد مجرد نسبت به متاهل و آسیب پذیری نسبی زوج های صاحب فرزند در مقابل خودکشی.در مناطق روستایی وابستگی اجتماعی بیشتر از شهری است وبه همین دلیل میزان خودکشی در آن ها پایین تر است. پروستان ها در مقایسه با کاتولیک ها از نظر مذهبی اتحاد کمتری دارند و به همین دلیل عیار خودکشی آن ها بالاتراز کاتولولیک ها است.

خودکشی دیگر خواهانه مشخص کننده گروهی است که استعداد به خودکشی آن ها از وابستگی شدید اجتماعی ناشی می شود.

خودکشی ناشی از بی هنجاری را کسانی مرتکب می شوند که وابستگی آن ها با جامعه دچار آشفتگی است. و نتیجتاً از معیارهای رفتاری مرسوم محروم گردیده اند. این نوع خودکشی توضیحی است برای عیار بالاتر این رفتار در بین افراد طلاق گرفته در مقایسه با افراد متاهل، و آسیب پذیری بیشتر کسانی که وضع اقتصادی آن ها تغییر شدید ناگهانی پیدا کرده است. آنومی به بی ثباتی اجتماعی همراه با گسیختگی معیارها و ارزش های اجتماعی نیز اطلاق می شود.

۲-عوامل ژنتیکی

   در خودکشی وجود عامل ژنتیک مطرح شده است. مطالعات نشان داده اند که خودکشی تمایل به دوام در خانواده ها دارد. مثلاً در تمام مراحل دوره زندگی، سابقه خانوادگی خودکشی در کسانی که اقدام به خودکشی می کنند بسیار بیشتر از دیگران ملاحظه گردیده است. در یک مطالعه بزرگ معلوم گردیده که خطر خودکشی در بستگان درجه یک بیماران روانی تقریباً ۸بار بیشتر از خطر مشابه در بستگان گروه کنترل است.

ممکن است عوامل ژنتیک در خودکشی وجود داشته باشد،در درجه اول عواملی که با انتقال احتلال دو قطبی، اسکیزوفرنی، و الکلیسم مربوطند- اختلالات روانی که بیشترین میزان را با خودکشی دارند.

عوامل روانشناختی

خودکشی بیشتر از همه از دید این علم مورد بررسی قرار گرفته و هم اکنون خود به عنوان علم(suizoloyie) شناخته می شود.

فروید اولین کسی بود که به خودکشی نگاهی روانکاوانه و روانشناسانه انداخت او فقط یک مورد اقدام به خودکشی واقعی ر ا توصیف کرده است، او خودکشی را نوعی خشم فروخورده می دانست که مجال بروز نداشته است. فروید خودکشی را حداعلی این پدیده دانسته و تردید داشت  که کسی بدون میل سرکوب شده پیشین برای کشتن کسی خود را بکشد.

براساس مفاهیم فروید، کارل منینگر در انسان بر علیه خود خودکشی را قتل وارونه، دیگرکشی معکوس ناشی از خشم شخصی به فردی دیگر معرفی می کند که یا متوجه درون می شود یا به عنوان بهانه ای برای مجازات مورد استفاده قرار می گیرد. او همچنین یک غریزه مرگ معطوف به نفس را توصیف نمود. او سه جزء احساس حضومت در خودکشی شرح دارد: میل به کشتن، میل به کشته شدن و میل به مردن.

به طور کلی از دید روانشناسی بیشتر خودکشی ها نتیجه افسردگی و یا اختلالات روانی، سوء مصرف دارو، مواد، اسکیزوفرنی وسایر بیماریهایی است که به شرح آنها می پردازیم.

-افسردگی

افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی شناخته شده است که به طور فراینده ای در جوامع گوناگون سراسر دنیا دیده می شود و حداکثر رابطه را با خودکشی دارد بیماران مبتلا به افسردگی بیشتر خود را اوائل سیر بیماری می کشند، مردهابیشتر از زنها خودکشی می کنند؛ و احتمال خودکشی بیمار افسرده با مجردجدا، مطلقه وبیوه بودن یا داغداری اخیر بالاتر می رود. بیماران افسرده ای که در جامعه خودکشی می کنند بیشتر میان سال یا سالمند هستند.

-اسکیزوفرنی

خطر خود کشی بین بیماران اسکیزوفرنیک بالا است. چون سن شروع اسکیزوفرنی به طور تیپیک در دوره نوجوانی یا اوائل جوانی است. اکثر اسکیزوفرنیک های خود کشی در سال های اول بیماری خود انتحار می کنند و نسبتاً جوان هستند.

عوامل خطر در بیماران اسکیزوفرنیک خودکشی مثتمل است بر سن پایین، جنس مذکر، تجرد، سابقه اقدام قبلی به خودکشی، آسیب پذیری نسبت به علائم افسردگی و قربانی احتمالی خودکشی مرد جوان اسکیزوفرنی است که بیکار، منزوی و تنها است که محیط زندگی او محدود به یک اتاق است و ممکن است خود را با بدبختی های تازه یا مشکلات حادی مواجه ببیند نتیجتاً احساس غمگینی، یاس و درماندگی می کند.خلق افسرده بر او چیره می شود و افکار خودکشی پیدا می کند که بلاخره روی آن ها عمل می نماید.

وابستگی به الکل

تا ۱۵ درصد بیماران الکلیک خودکشی  می کنند و بیشترین قربانیان خودکشی در وابستگی به الکل مردها هستند که بازتاب شیوع وابستگی به الکل در جنس مذکر است.

مطالعات نشان داده که الکلیک های خودکشی کننده، افسرده تشخیص داده شده اند و در دوره اقدام به خودکشی متحمل فقدان یک رابطه عاطفی گردیده اند. احتمالاً اینگونه فقدان ها یا سایر رخدادهای زندگی از الکل ناشی شده و موجب بروز اختلال خلقی گردیده اند، که غالباً در هفته ها یا ماه های قبل از خودکشی وجود دارد.

اختلال شخصیت

داشتن اختلال شخصیت ممکن است از چند لحاظ عامل تعیین کننده ای برای رفتار خودکشی باشد؛ با زمینه سازی برای اختلالات عمده روانپزشکی مثل الکلیسم یا افسردگی با منجر شدن به مسائل در روابط و تطابق اجتماعی، با زمینه سازی رخدادهای نامطلوب زندگی، یا ایجاد اختلال در توانایی مقابله با اختلال جسمی یا روانی و با ایجاد تعارض بین شخص و افراد دوروبراو، از جمله افراد خانواده، پزشکان وکارکنان بیمارستان.

نا امیدی

آبرامسون نا امیدی را این گونه تعریف می کند: انتظار آنکه شرایط مثبت اتفاق نخواهد افتاد یا اتفاق های بد رخ خواهد داد. در تعریف دقیق تر خود می گوید: علامت اصلی کاهش انتظار وقوع پیشامدهای خوب خواهد بود نه پیش بینی اتفاق های بد. اگر فردی احساس شکست بکند در حالی که امکان محدودی برای فرار از شرایط داشته باشد وی بسیار آسیب پذیر می شود.اما فاکتوری که چنین شرایط را تبدیل به خودکشی می کند عدم وجود هیچ گونه راهی برای فرار اوست. پیش بینی اینکه هیچ چیز در آینده عوض نخواهد شد. از مدت ها قبل نا امیدی را پل رابط افسردگی و خودکشی میدانسته اند. کارهای جدیدتر نشان می دهد تفکر خشک، تفکر سیاه،سفید وناتوانی در حل مساله در ایجاد خودکشی نقش بازی می کنند.

سوء مصرف مواد

 مصرف مواد پس از اختلالات روانی دومین عامل ریسک در خودکشی است سوء مصرف مواد در هر دو صورت دائمی و حاد با خودکشی مرتبط است این مربوط به اثرات تخدیری و بی قیدی بسیاری از مواد روان گردان است که وقتی با اندوه مشخص مانندعزا و سوک همراه می شود ریسک خودکشی را بسیار بالا می برد.

پایان سخن

 با تمام تجزیه و تحلیل هایی که از خودکشی می شود آنچه که مسلم است انسان سالم اسیر شرایط زندگی نمی شود بلکه می تواند شرایط بد زنگی را به میل خود و با توانایی هایی که دارد تغییر دهد هر انان سالمی قادر است برای خودش انگیزه های متفاوتی جهت ادامه زندگی بیابد تا بتواند یک زندگی با ارزش را ادامه دهد.

با توجه به آنچه که گفته شد بشتر خودکشی ها نتیجه افسردگی و یا اختلالات روانی است و افرادی که دچار افسردگی هستند اطرافیان باید هوشیار باشند و به علائم خطری که معمولاً کسانی که قصد خودکشی دارند نشان می دهند توجه کنند و ضمنا این علائم را جدی بگیرند در این حالت اطرافیان باید با فرد مورد نظر بیشتر حرف بزنندو او را تنها نگذارند و ضمناً بایدکمک کنند تا فرد به معالجه خود بپردازد در مورد کسانی که هم از خودکشی جان سالم بدر برده اند بعد از معالجات جسمی تحت مراقبت های ویژه روانی بمانند تا پزشک معالج تشخیص دهد که شخص دیگر تفکر خودکشی ندارد.

منابع و مآخذ

۱- فلاح نودهی،جعفر: چرایی و چگونگی افزایش خودکشی، روزنامه ولایت ۷ بهمن ماه ۱۳۹۲، سال ۲۹، شماره ۲۸۸۳

۲-مجله پزشکی دکتر سلام: «چه کسانی اقدام به خودکشی می کنند» ص ۵-۲۳ ۲۷ مرداد ۱۳۹۲

 ۳-هارولدکاپلان، بنیامین سادوک و جک گرب(خلاصه روانپزشکی) جلد۳- ترجمه دکتر نصرت اله پورافکاری-۱۳۷۶- انتشارات شهر آب

۴-www.nicoctor.ir

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*