اخبار کوتاه

بررسی عوامل موثر بر فرار دختران

تهیه و تنظیم :  سعید گودرزی-سجاد مرادی  

    مقدمه

        فرار دختران تصویری تلخ است که بر چهره ی شهر های ما نشسته است، براستی چه شده است که آن چهره های معصوم که از شرم حضور نامحرمان گونه هایشان سرخ می گشت، این چنین بی پروا در کوچه پس کوچه های شهر پرسه می زنند. از چه سبب، سرگردان و پریشان، نگران، مضطرب، ناامید، سرخورده و دل آزرده به سراب دل بسته اند و در کویر سوزان قدم می نهند که جز فنا و نیستی چیزی انتظارشان را نمی کشد.

        ابتدا برای تصلی خود و بر اساس یک عادت تاریخی، سعی می کنیم که آنان را نادیده بگیریم و از کنارشان بگذریم و با تعبیری همچون اینها عده ای بسیار قلیل اند که دارای سادیسم روحی می باشند، عمل آنان و خود را توجیح می نماییم، ولی کم کم می بینیم که تعدادشان رو به فزو نیست، مردم درباره شان صحبت می کنند، مادران و پدران نگران فرزندانشان هستند، روزنامه ها در باره شان می نویسند، رادیو لب به سخن می گشاید، و تلویزیون آنان را به تصویر می کشد، سمینار هایی تشکیل می شود که به این موضوع بپردازند، مکانهایی ایجاد می شود که آنان را در آن جای دهند، نیروی انتظامی و دایره منکرات به میدان می آید، موضوع رساله های دانشگاهی می شود و… .

        ولی نمی دانیم که چرا هیچ کدام افاقه نمی کند و روز به روز به تعداد اینان اضافه می شود. چهره شهر در حال دگرگون شدن است. مردم از بردن فرزندانشان به پارکها در اضطرابند. بعد از گذشت ساعتی از شب، تعدادی از خیابانهای شهر به ایستگاههای عرضه و تقاضا تبدیل شده است و صفحه حوادث روزنامه ها، هر روز خبر از یک اتفاق شوم می دهد که در تاریکی و سکوت شب های گذشته رخ داده است. دیگر کسی حضور اینان را کتمان نمی کند….چه باید کرد؟

        موضوع فرار دختران و زنان به عنوان یکی از نا هنجاری های اجتماعی، نوعی عارضه و بیماری است، زیرا وقتی آثار و عوارض آسیب ها در جامعه رخ می نماید، مختص یک فرد نبوده و عوارض آن حتی به یک جامعه نیز محدود نمی شود، بلکه بر اساس فرهنگ های مختلف ، این عوارض متفاوت بوده و به سرعت با الگو سازی که از آنها می شود، به صورت یک عارضه فراگیر در خواهد آمد. لذا محیط زیست و اجتماع شهری را دستخوش پیامد هایی نموده که امکان زندگی سالم و کم دغدغه را بخصوص در یک جامعه دیندار، از بین خواهد برد.

      در چنین شرایطی دولت ها به دلیل قرار داشتن در یک چارچوب خاص و رسمی و به تنهایی قادر نیستند به جنبه های مختلف این معضل و مبارزه با آنها بپردازند و اینجاست که سازمانهای غیر دولتی به عنوان بازوهای پرتوان دولت و جوشیده از متن جامعه، بایستی وارد میدان عمل شوند و بدین سان تعامل میان دولت و جامعه مدنی به عنوان دورکن اصلی تحقق و توسعه همه جانبه و پایدار در یک کشور را محقق نمایند.

        نهاد خانواده به عنوان رکن اصلی اصلاح و یا فساد در یک جامعه می باشد و زن پایه اصلی این رکن اجتماعی به حساب می آید. لذا به آسیب شناسی این قشر وسیع از جامعه می بایست رویکردی بنیادی و جدی داشت و در این راستا، طراحی یک سیستم فراگیر طبیعی و سالم که در آن دختران به عنوان مادران و مربیان نسل های آینده، از امکان بقاء رشد، بهداشت، تامین اجتماعی و حمایت برخوردار باشند، را باید مورد توجه خاص قرار داد. 

      کلیدواژه ها:  فرار دختران، شخصیت، نهاد خانواده، آسیب های اجتماعی، نهادهای اجتماعی، رفتارهای اجتماعی.

تبیین عوامل موثر در فرار دختران

        آسیب های اجتماعی نظیر فرار از خانه، دارای زمینه ها و ابعاد مختلفی هستند و عوامل گوناگونی از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شکل گیری آن موثر می باشد:

عوامل فردی

        این دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل شخصیتی و اختلال در سلوک و رفتار است که به برخی از آنها اشاره می شود:

      الف) شخصیت های ضد اجتماعی

        ویژگی این نوع شخصیت، بهم ریختگی ارتباط میان انسان و جامعه و ارتکاب رفتار های نابهنجار است.که مورد قبول جامعه نمی باشد، ولی معمولا نزد عامل آن ناپسند شمرده نمی شود.  از مشخصات بارز شخصیت های ضد اجتماعی، خود محوری، فریبندگی سطحی و ظاهری، عدم احساس مسئولیت و فقدان بینش نسبت به انگیزه های عمل می باشد. به پیامد های عمل خود نمی اندیشند، در کار های خود بی پروا و بی ملاحظه هستند ودر پند گرفتن از تجربیات، بسیار ضعیف بوده و در قضاوتهای خود یکسویه می باشند. ( ستوده ۱۳۸۳ ص ۴۰)

      ب)شخصیت های خود شیفته

          این شخصیت ها تمایل شدیدی به خود محوری دارند و پیوسته به تمجید و توجه دیگران نیازمندند و در روابط خود با مردم به نیاز ها و احساسات دیگران بی توجه می باشند و با آنها همدردی و علاقه نشان نمی دهند. این افراد اغلب با رویاهایی در مورد موفقیت نا محدود و درخشان، قدرت، زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند. نوجوانان خود شیفته، به علت سرکوب خواسته ها وفقدان ارضای تمایلات درونی از کانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نابهنجار نظیر فرار از خانه گرایش نشان می دهند.( همان جا ص ۴۲)

  ج)شخصیت های برون گرا

        «آیسنگ» معتقد است بین ویژگی شخصیتی افراد با رفتار نابهنجار آنها رابطه وجود دارد. فرد برونگرا به دنبال لذت جویی آنی است و دم را غنیمت می شمارد، دوست دارد در انواع مهمانیها و جشن ها شرکت کند، تشنه هیجان و ماجراجویی است. کمتر قابل اعتماد می باشد، نمی تواند احساساتش را کنترل نماید و بدون تامل عمل می کند.(همان جا ص ۴۴)

     د) شخصیت نمایشی

        نزد این افراد جلب توجه دیگران اولویت خاصی دارد. دوست دارند پر جوش و خروش صحبت کنند. مشخصه بارز آنها بیان اغراق آمیز، هیجانی، روابط طوفانی بین فردی، نگرش مدارانه و تاثیر پذیری از دیگران است.

        هیجان طلب، ماجراجو، تنوع طلبی، کنجکاوی، استقلال طلبی افراطی، لذت گرایی کوتاه مدت و ارضای تمایلات آنی، خود باختگی احساسی و غلبه کنشهای احساسی برکنشهای عقلانی از جمله مشکلات رفتاری است که فرد را به سوی موقعیت های خطر زا نظیر فرار از خانه رهنمون می سازد. (همان جا ص۴۷)

عوامل خانوادگی

     الف) نوع خانواده

        به اعتقاد صاحب نظران، خانواده در شکل دهی به زندگی و رفتار فرد تا حد زیادی موثر است. اگر خانواده با مشکلات و آسیب های عدیده ای مواجه باشد، روند جامعه پذیری اعضاء خانواده مختل می شود. کلمن در سال ۱۹۸۰ از چهار نوع آسیب برای خانواده نام می برد که بر کنشهای نابهنجار برای خانواده موثر می باشد:

    خانواده بی کفایت :

        این خانواده فاقد توانمندیهای جسمانی یا روانشناختی موثر برای سازگاری با مسائل زندگی بهنجار می باشد و نمی تواند با مسائل زندگی خانوادگی مقابله کند.

     خانواده ضد اجتماعی :

        این خانواده واجد ارزشهایی به شدت مغایر با ارزشهای اجتماعی می باشد و رفتار های نا مطلوب را تشویق می کند. به اعتقاد منسر و کروهن شرایط برخی خانواده ها نابهنجاری را تایید می کند.(برزگر ۱۳۸۲ ص ۸۰)

 خانواده آشفته :

        این خانواده با کنشها و اختلالات رفتاری نظیر غیر منطقی بودن، دعوا، تعارض و… مشخص می شود و اعضای آن دارای شخصیت های مخرب و غیر عادی هستند که فضای خانه را به اضطراب و تنش می کشانند. والدین چنین خانواده هایی در کانون ارتباطات خانوادگی حضور فعال ندارند و روابط آنها فاقد هر نوع نظارت صحیح می باشد، آرزو های بی حد شدت یافته و زمینه هنجار شکنی فرزندان فراهم است. این نوع خانواده، فاقد سرمایه ی اجتماعی است و نمی تواند به عنوان یک منبع کنترل، مانع رفتار های تند جوانان از جمله فرار آنها از خانه شود.

    خانواده از هم گسیخته:

        این خانواده به دلیل از دست دادن پدر و مادر خانواده بر اثر مرگ، طلاق و جدایی در اکثر موارد برای تربیت فرزندان و سازگاری اجتماعی آنها دچار مشکل می باشد. در چنین خانواده ای فرد با احساس ناکامی و محرومیت، کمبود محبت و خلاء واکنش عاطفی مواجه است و در صورتی که فردی جانشین والدین خانواده شود، احتمال اختلال در هویت خانوادگی و عدم پذیرش او از سوی فرزندان و ناسازگاری با وی و فرزندان ناتنی وجود دارد که همین امر می تواند زمینه اختلالات رفتاری مانند فرار از خانه را فراهم کند.(برزگر ۱۳۸۲ ص ۸۲)

     ب) روابط در خانواده

     خشونت در خانواده :

        فرار از خانه یکی از بازتابهای خشونت خانگی است که به دلیل تاثیرات اجتماعی آن قابل تامل است. اعمال خشونتهای روحی، جسمی و جنسی از سوی اعضاء خانواده (تجاوزات جنسی توسط پدر یا جانشین پدر یا برادر تنی یا ناتنی) عامل بسیار مهمی در فرار دخترانی که قربانی این نوع خشونت های می باشند، بوده که به دلیل ترس از آزار دهندگان و آبروی خویش جرائت اظهار مشکلاتشان را ندارند و در شرایطی که از سوی نیروی امنیتی مجبور به بازگشت می شوند، تمایلی به اینکار ندارند، زیرا از محیط نا امن خانواده می هراسند. .(برزگر ۱۳۸۲ ص ۸۰)

    تبعیض در خانواده

        بسیاری از والدین آگاهانه و یا نا آگاهانه با تبعیض بین فرزندان، موجب اختلاف بین آنها و دلسردی از زندگی می شوند. تبعیض در خانه با روحیه حساس وعزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذیری را بر روح و روان آنان وارد می کند و با ایجاد بحرانهای روحی و سرخوردگی، آنان را به سوی عکس العملهای منفی نظیر فرار از خانه سوق می دهد. (برزگر ۱۳۸۲ ص ۸۵)

      محدودیت مطلق :

        در این شیوه تربیتی، فرزندان از آزادی و اختیار لازم، متناسب با سن و شرایط خویش محرومند و حق اظهار نظر، دخالت و یا تصمیم گیری را ندارند،  در این خانواده ها به خواسته های مادی و معنوی فرزندان توجهی نمی شود، فرزندان نسبت به خانواده خود احساس نا رضایتی، تحقیر، تنفر و سرخوردگی می کنند. زیرا همنوایی با هنجار ها و در خواست های خانواده، برای آنها سنگین بوده و موجب ایجاد تنفر از خانواده می شود، لذا از هر فرصتی جهت عدم پیروی از هنجار های خانواده بهره می برند و در صدد هستند با فرار از خانه، از این محدودیتها رهایی یابند.( برزگر ۱۳۸۲ ص ۸۷)

     آزادی مطلق (فرزند سالاری) :

        در شیوه فرزند سالاری اغلب تمایلات و خواسته های فرزندان محقق می شود، لذا به محض ایجاد مشکلات و بحرانها و فشار های زندگی که در آن امکان  تحقق برخی از آرزو ها سلب می شود، فرزند به دلیل تربیت عاطفی ( نه تربیت عقلانی )، روحیه عدم درک منطقی شرایط، ناز پروری و کاهش دامنه استقامت و آستانه تحمل در برابر مخالفت والدین و مسائل خانه، عصیان  و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضاء خانواده می گردد که نهایتا می تواند زمینه فرار از خانه را فراهم نماید.  این وضعیت در بین طبقات مرفه و غنی جامعه بیشتر مشاهده می شود. (همان جا ص۸۹)

عوامل اجتماعی

    الف) شبکه روابط اجتماعی

        طبق نظریه انتقال فرهنگی «ساترلند»  انحرافات و نابهنجاری های رفتاری عموما از طریق گروه هایی نظیر دوستان یا خانواده آموخته می شود.

        «اسگود » معتقد است هر چقدر میزان گذران جوان با گروه های سنی خود که امور خلاف در آنها هنجار است، بیشتر باشد،  فرد همرنگ و همانند آنها می شود و برای کسب احترام در گروه، به رفتار های خود نمایانه نظیر فرار از خانه تشویق می شود.(ستوده ۱۳۸۳ ص ۹۱)

        فرد عضویت یافته در گروه های ناباب، ارزشهای نادرست گروه از جمله نحوه مقابله و برخورد با امر و نهی والدین، نحوه مخالفت و به کرسی نشاندن خواسته ها و تمایلات نفسانی در خانه و… را درونی می کند و با دسترسی به فرصتهای نا مشروع، آنها را به مرحله عمل می رساند. در این گروه ها، رفتار نا بهنجار بسیار عادی و روال شده است و به عنوان ارزشهای مدرن اشاعه می شود و نگرشها و نصایح والدین به عنوان ارزشهای منسوخ محسوب می شود. براساس تحقیقات ۷۹ درصد جوانان به همانند سازی با دوستان خود می پردازند.(همان جا ص ۹۲)

     ب) وسایل ارتباط جمعی

        رسانه های نوشتاری و دیداری دارای کارکرد های سه گانه از جمله اطلاع رسانی هستند. زمانی که رسانه ها موضوع فرار دختران را با ذکر تمام جزئیات منعکس می کنند. ضمن آنکه قبح مسئله تا حد بسیار زیادی در اذهان شکسته شده و به عنوان یک عمل عادی جلوه می نماید. از سوی دیگر برخی از فیلم ها و سریال های تلویزیونی مشوق فرار از خانه هستند، ترویج روحیه استقلال طلبی غیر منطقی در سنین نو جوانی، تنوع طلبی، عدم رعایت احترام به نظرات والدین و پرخاشگری نسبت به بزرگتر ها، ترویج فرزند سالاری، مادی گرایی و… حتی نمایش فرار جمعی از نوجوانان، بدون نمایش صحیح پشیمانی و ندامت آنها، می تواند در شیوع این پدیده موثر باشد.

        نقش رسانه های جمعی به ویژه ماهواره ها و اینترنت در رواج بی بند و باری اخلاقی، مقابله با هنجاری های اجتماعی، عدم پایبندی مذهبی و بلوغ زود رس نوجوانان در مسائل جنسی حائز اهمیت است. (همان جا ص ۹۴)

      ج) شهر نشینی

        بافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیده روز افزون زندگی شهری، گمنامی و ناشناخته بودن در جمعیت میلیونی شهرهای بزرگ و کاهش نظارت رسمی و غیر رسمی، دور بودن از چنگال قانون و عدم شناسایی دقیق متخلفین، فرصت ارتکاب جرائم و رفتارهای ضد اجتماعی را فر اهم می کند. جاذبه شهرهای بزرگ، رفاه، تحصیلات شهری و امکانات مادی، انگیزه در اختیار داشتن آنها و زندگی در این محیط را مضاعف می کند و سیل عظیم جمعیت با هدف یافتن شغل و دستیابی به امکانات فوق، مهاجرت می نمایند و شهرهای بزرگ را با خرده فرهنگ های مختلف در هم می آمیزند و بدین ترتیب پایبندی به آداب و رسوم کاهش می یابد و آزادی عمل فرد نیز بیشتر می شود.گاهی همین سراب زندگی مرفه شهری و آزادی عمل، دختران را به سوی شهرها متواری می نماید.(همان جا ص ۹۵)

      د) تغییر ارزشها

        انسانهای دنیای امروز در چهارراه سرگردانی و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمی دانند به کدامین سو حرکت کنند. از یک سو جامعه بستر نوینی از ارزشهای اجتماعی مدرن را مقابل دیدگان افراد فرار می دهد و از سوی دیگر فرد را یا بن بست های بسیاری در دستیابی به اهداف جدید مواجه می کند. جوان امروز در این شرایط با مشکل بحران هویت، کاهش پایبندی به ارزشهای دینی و اجتماعی و شکاف نسلی بین خود و والدینش مواجه است. دختران امروز دچار خود درگیری می شوند و برای فرار از این حالت به شیوه های مختلفی نظیر فرار از خانه متوسل می گردند.(همان جا ص ۹۶)

     ر) مشکلات اقتصادی

        برخی از صاحب نظران مشکلات اقتصادی را علت عمده آسیبهای اجتماعی می دانند البته این به مفهوم نگرش تک عاملی در تبیین انحرافات نمی باشد، به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی در چگونگی زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار است. فقر و توزیع ناعادلانه ثروت، به  همراه فقر فرهنگی زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار می باشد « ژان دولارد» معتفد است انسانها بطور معمول به علت کشمکش درونی ناشی از محرومیت، عکس العملهایی نشان میدهند اما نکته قابل تأمل آن است که محرومیت های اقتصادی، عکس العملهای تند و ضد اجتماعی راتحریک می کند زیرا فقر، ترس از مجازات را به حداقل می رساند و فرد محروم مسولیت عمل ضد اجتماعی خود را متوجه بی سامانی اجتماعی می داند. در این جهت انعکاس شرایط افسانه ای برخی زندگی ها  و نمایش فاصله های طبقاتی توسط رسانه ها نقش موثری در ازدیاد این مشکل دارند.(همان جا ص ۹۷)

     و) ضعف نظارت اجتماعی

        با استناد به انگیزه های فرار دختران از خانه درمی یابیم که اکثر آنان برای کسب استقلال و آزادی روابط خارج از خانه (جامعه) اقدام به فرار کرده اند. این بدان معناست که جامعه میزان نظارتهای اجتماعی دولتی و مردمی را کاهش داده و آزادی بی قید روابط زنان و مردان را افزایش داده است، به گونه ای که آنها بدون واهمه و کنترل به امور خلاف می پردازند، در حالی که این حد افراطی از آزادی، مقبول بسیاری از خانواده ها نیست. آنها به دلیل همین فضای نا مناسب جامعه مجبور می شوند رفتار و ارتباطات اجتماعی دختران خود را محدود کنند و این محدودیت و کنترل، دختران را با عقده های روحی ـ روانی مواجه می نماید و آنان احساس خواهند کردکه خانواده آنها را درک نمی کند، در صورتی که برعکس، خانواده به دلیل آینده نگری و مصلحت اندیشی فرزند و شناخت نسبت به اوضاع اجتماعی، می کوشد دختر را از حیطه خطر دور  سازد. اما برخی از دختران به دلیل حساسیت های روحی و کوته بینی، دلسوزی والدین را به معنای سلب آزادی تعبیر می کنند و در نتیجه اقدام به فرار از خانه می نمایند.(همان جا ص ۹۹)

پیامد های فرار دختران

  این پیامد ها در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی قابل بررسی است :

    پیامد های فردی

        فرار، آغاز بی خانمانی و بی پناهی است و همین امر، زمینه ارتکاب بسیاری از جرائم را فراهم می کند.   برخی از این دختران پس از فرار در ساختمان های متروکه، پارک، خانه های فساد و… شب را به صبح می رسانند و از مکانی به مکان دیگر در حرکت هستند. آنها با اسامی مستعار و تیپ پسرانه و کار های مردانه در جمع دوستان روزگار فلاکت باری را سپری می کنند. شکارچیان با اغفال این دختران که اغلب شهرستانی، ساده و بی آلایش می باشند و از اوضاع و احوال شهر های بزرگ خبر ندارند، تمام اموالشان را به سرقت می برند و پس از تجاوز به عنف یا آنها را رها می کنند و یا پس ازشکنجه و آزار به دلیل ناشناخته بودن و غربت، به قتل می رسانند. برخی از باند های فحشاء نیز اقدام به انتقال دختران فراری به کشور های دیگر، تجارت سکس و فروش اجزای بدن آنها می کنند.

        از دیگر پیامد های فرار دختران ، روسپیگری و ابتلا به انواع بیماری های مقاربتی از جمله ابتلا به ویروس ایدز می باشند. هر چقدر مدت زمان فرار فرد طولانی تر باشد و با افراد بیشتری تماس داشته باشد، خطر ابتلا به ویروس ایدز افزایش  می یابد.( بیرامی ۱۳۷۸ ص ۳۰)

     پیامد های خانوادگی

        فرار دختران می تواند بزرگترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد. این عمل اولا نشانه ای از ناکارآمدی خانواده و تربیت فرزند، شکاف نسلی بین والدین و فرزندان و اختلافات خانوادگی است و ثانیا از آنجا که فرجام فرار دختران در اکثر موارد چنانچه ذکر گردید گرفتار آمدن در دایره تنگ باند های فساد و فحشاء و ارتکاب جرائم اخلاقی است،  لذا فرار به مفهوم لکه ی ننگ و بد نامی برای خانواده محسوب می شود و بدین لحاظ است که فرار دختران، کمتر توسط خانواده ها گزارش می شود و اغلب پس از بی نتیجه ماندن جستجو ها و تلاش های خانوادگی، فرار دختر با عنوان فقدانی دختر (دزدیده شدن) به مراجع قضایی گزارش می شود.(همان جا ص۳۲)

        دختران فراری با درگیر شدن در مسائل غیر اخلاقی، نمی توانند به خانواده بازگردند، مگر اینکه خانواده به این نکته توجه نماید که عدم پذیرش فرد به معنای فرو غلتیدن هر چه بیشتر او در منجلاب فساد و تباهی است، لذا با اکراه وی را در خانواده جای می دهند یا آنکه خانواده دختر فراری، از نوع خانواده از هم گسیخته است و بود و نبود دختر فرق چندانی ندارد. در هر حال زندگی دختر فراری در صورت بازگشت به منزل نیز همراه با مشکلات مضاعف خواهد بود. زیرا خانواده، وی را به دلیل ارتکاب اعمال خلاف، بیشتر از گذشته مستعد کجروی و رفتارهای انحرافی می داند، لذا قیود خود را بیشتر خواهد نمود. ضمن آنکه دختر نیز به دلیل تجربه آزادی های خارج از خانه که متناسب با سن و موقعیت او نبوده، محیط خانه را غیر قابل تحمل می داند.

    پیامد های اجتماعی

    افزایش نرخ پیامد های اجتماعی

           جامعه شناسان معتقدند پدیده های اجنماعی همچون حلقه های زنجیر به هم متصل و وابسته اند، به طوری که افزایش نرخ آسیب هایی چون طلاق، بیکاری، اعتیاد و … منجر به افزایش آسیبی نظیر فرار دختران می شود و نکته قابل توجه تر آنکه فرار دختران از خانه نیز به افزایش نرخ مفاسد اجتماعی منتهی می گردد.(همان جا ص ۳۵)

       تهدید بهداشت اخلاقی و روانی جامعه

        آسیب های اجتماعی از جمله فرار همچون امراض و ویروسهایی هستند که اخلاقیات و حیات اجتماعی را با خطر مواجه کرده و منجر به رواج بی حرمتنی اخلاقی، تخطی از هنجارهای اجتماعی و ایجاد فضای مسموم در جامعه می شوند که می توانند ضمن لکه دار نمودن عفت عمومی و شکستن حریم های اخلاقی، بهداشت روحی و روانی اعضای جامعه را تهدید نموده و آسیب جدی بر سلامت جامعه وارد نمایند.

       تحمیل هزینه های اجتماعی

        فرار دختران هزینه های فراوانی را بر دوش جامعه و دولت می گذارد، به طوری که اقداماتی نظیر دریافت گزارشات فقدانی دختر و شناسایی دختران فراری توسط نیروهای چندگانه امنیتی، بازجویی و انجام مراحل قضایی، ایجاد مر اکز مختلف مانند کانون اصلاح و تربیت و مراکزی که قبلاً در زمینه ساماندهی دختران فراری فعال بودند و نیز مسولیت سازمان بهزیستی، تماماً هزینه های هنگفتی را بر جامعه تحمیل می نماید.(محسن گلپور ۱۳۸۶ ص ۳۶)

گزارشات و مقالات اجتماعی در ارتباط با دختران و زنان فراری و در معرض فرار

  • مدیر کل آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی اعلام کرد: افزایش جمعیت نوجوانان با افزایش آمار بیکاری و اعتیاد والدین در میان خانواده هایی که فرزندان نوجوان داشتند همراه بوده است. مهمترین علل فرار دختران از خانواده طلاق والدین است.(روزنامه جام جم ۲۵/۸/۸۰)
  • طبق آمار در ۶ ماهه اول سال ۱۳۸۱ در مقایسه با سال گذشته تعداد دختران فراری بین ۱۰ تا ۱۵ درصد رشد داشته است. مدیر کل آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: در سال تعداد دختران فراری که به مراکز ما ارجاع شده اند ۳۵۰ تا ۴۰۰ نفر بوده و این آمار همه دختران فراری دستگیر شده را شامل نمی شود.(همبستگی ۲/۹/۸۱)
  • ۶۰ درصد دختران فراری از هفته اول مورد تعرض قرار می گیرند. استاد یار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در گفتگو با خبر نگار اجتماعی مهر با بیان این مطلب می گوید: بر اساس تحقیقی که بر روی ۱۱۰ دختر با سابقه فرار از منزل که ۳۰ نفر از آنها در اماکن عمومی، ۴۰ نفر در مراکز با پروری دختران بهزیستی و ۴۰ نفر در زندان ها با همکاری معاونت پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی صورت گرفته،۶/۹۲ درصد این دختران سابقه دستگیری پس از فرار ، ۶۸ درصد دارای سابقه گریختن، ۴۴ درصد سابقه تحویل به مراکز بهزیستی و ۷ درصد سابقه زندان دارند.
  • هروئین و تریاک بیشترین مواد مصرفی دختران فراری.
  • بیش از ۳۰ درصد از دختران فراری در خانه مورد تعرض قرار گرفته اند.
  • حاجی نصیری مسئول مرکز مداخله بهزیستی قزوین اظهار داشت: امروزه با ظهور پدیده شهر نشینی روابط انسانی پیچیده تر شده و در نتیجه آسیب های اجتماعی نیز پیچیده تر شده است. شایع ترین این آسیب ها، معضل فرار دختران است. این پدیده از یک مساله فردی و خانوادگی تبدیل به یک پدیده اجتماعی خطرناک شده است که ولگردی، سرقت و خرید و فروش مواد و… را برای یک دختر جوان به ارمغان آورده است.

وی افزود ۹۰ درصد دخترانی که اقدام به فرار می کنند مورد تعرض قرار می گیرند و بیشتر در سن ۱۳-۱۸ سالگی دست به این اقدام می زنند. عوامل فرار دختران احساس حقارت، کمبود محبت، ارتباط با دوستان ناباب و عوامل روان شناختی از جمله اختلافات خلقی، شخصیتی، عقب ماندگی هوشی نیز در بروز این معضل موثر است. حاجی نصیری افزود نقش خانواده ها را در امر پیشگیری از این معضل بسیار مهم و موثر ارزیابی کرد و بیان داشت والدین باید آشنایی کامل با نیاز های جسمی، روحی، عاطفی فرزندان خود داشته باشند بویژه آگاهی و دانش خود را در دوران بلوغ افزایش دهند. سعی کنند مهارتهای زندگی را به فرزندان خود انتقال دهند بویژه مهارت نه گفتن را نسبت به فرزندان خود تبعیض قایل نشوند.(روزنامه ولایت شماره ۲۲۱۲ – ۱۹/۱۲/۸۹)

       نتیجه

        فرار دختران نشأت گرفته از عوامل متعددیست، بر همین اساس توجه به این پدیده، نیازمند نگاهی جامع و همه جانبه است. لذا هر گونه اقداماتی یک سویه نه تنها قادر به حل معضل نمی باشد بلکه ممکن است اثرات مخرب و منفی در روند حل این بحران بجای بگذارد.

        فساد اخلاقی در خانواده –  طلاق و ازدواج مجدد والدین – بی توجهی و بی اعتنایی والدین – عدم وجود اعتقادات مذهبی – وجود تشنج در خانواده – وضعیت تحصیلی – اعتیاد اعضای خانواده – تعداد افراد خانواده و فقر مادی و اقتصادی مهمترین عوامل مؤثر در فرار دختران از خانواده را تشکیل می دهند.

        بر خلاف تصور عمومی که به نظر می رسد فقر اقتصادی علت اصلی فرار دختران می باشد مطابق تحقیقات، فقر فرهنگی ریشه اصلی بوجود آمدن عللی است که منجر به فرار دختران از خانه و خانواده می گردد.

        هرگونه اقدام اساسی به منظور حل این پدیده اجتماعی می بایستی ماهیتی بازدارنده داشته باشد، به عبارتی هر گونه اقدام پس از وارد شدن دختران به این ورطه، تأثیرات قابل قبولی را به همراه نخواهد داشت و تنها اقداماتی مثمر ثمر خواهند بود که از ورود آنان به این مهلکه ممانعت به عمل آورد از همین سو شناسایی گروههایی از جامعه که در معرض این آسیب اجتماعی قرار دارند امری ضروری و حیاتی است.

هر سازمان یا موسسه ای که بخواهد با برنامه ریزی به این اقشار کمک نماید باید:

  • از جدا سازی این اقشار از سایر اقشار جامعه جداً پرهیز گردد.
  • از معرفی فعالیت خود با عنوان کمک به این قشر خودداری نمود.
  • ایجاد هر گونه تشکل اجتماعی نباید محدود به این گروه خاص باشد، بلکه هر گونه فعالیت می بایست از ترکیب این گروه با سایر گروههای اجتماعی صورت گیرد.
  • از هر گونه فعالیت مستقیم که آنان را در مقام مددجو و شما را در مقام مددکار قرار می هد خودداری گردد.
  • از هر گونه فعالیت تبلیغاتی مستقیم و غیر مستقیم که منجر به شناسایی این واحد توسط سایر اقشار جامعه می گردد خودداری گردد.

منابع

  • ستوده، هدایت ا… (۱۳۸۳)، آسیب شناسی اجتماعی، تهران، انتشارات آوای نور.
  • برزگر، صادق (۱۳۸۲)، فرار دختران، تهران، انتشارات جمال.
  • بیرامی، منصور (۱۳۷۸)، خانواده و آسیب شناسی آن، تهران، انتشارات دیبا.
  • گل پور، محسن (۱۳۸۶)، بررسی عوامل فرار دختران، تهران، انتشارات چاپار.

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*