اخبار کوتاه

ارتباط موثر در خانواده و راهکارهای آن

تهیه و تنظیم: سلمان آزاد سعید گودرزی – مهدی پیرویسی
چكيده
يكى از مهم‏ترين زمينه‏هاى سلامت در زندگى، مهارت برقرارى ارتباط مؤثر است؛ چراكه ارتباط يكى از مؤلفه‏هاى اصلى زندگى اجتماعى است و چنان‏ كه اين مؤلفه ناديده گرفته شود، بى‏شك پايه اصلى زندگى به لغزش مى‏افتد و رضايت مندى از آن محو مى‏شود. ارتباط مؤثر نوعى ارتباط سلامت ‏آفرين است كه به افراد جرأت حرف زدن مى‏دهد و بيان احساسات را تسهيل مى‏كند. در نتيجه، احساس اعتماد به نفس و دورى از احساس ترس و تهديد در ارتباط ميان افراد پديد مى‏آيد. هدف اصلى از برقرارى ارتباط، انتقال پيام است كه به صورت كلامى و غيركلامى، آشكار يا ضمنى منتقل مى‏شود.
بروز هرگونه اشكال در انتقال پيام، سبب بروز اختلال در ارتباط و در نتيجه، باعث سوءتفاهم ميان افراد مى‏شود و سازگارى را مخدوش مى‏سازد. بخش عمده تأثير، در زبان غيركلامى نهفته است كه اگر به آن دقت نشود، محتواى مفيد هم نمى‏تواند تأثير كامل و جامعى بر گيرنده پيام داشته باشد.
كليدواژه‏ها: ارتباط، مواجهه، همگرايى، واگرايى، تماس، مخاطب، خانواده

مقدّمه
ارتباط مفيد و سازنده، اولين گام براى وصول به اهداف بلند و مقدس مى‏باشد.كسانى كه از ارتباط مناسب برخوردار نيستند اصولاً انسان‏هايى ملول، افسرده و بى‏انگيزه هستند. صفا و سلامت در زندگى، به الگوى ارتباطى فرد در مواجهه با ديگران معنا پيدا مى‏كند. پيدا كردن يك الگو و دغدغه انتخاب سبك ارتباط، براى يك فرد هنگامى رخ مى‏دهد كه تحت فشار باشد.
با استفاده از تکنیک های ارتباط، اعضاى جامعه با حالت‏هاى مختلف ارتباط و تأثير آن حالت‏ها آشنا مى‏شوند و اين آشنايى به اعضا كمك مى‏كند تا در ارتباط، مهارت بيشترى كسب كنند و در نتيجه، ياد بگيرندكه خودشان باشند.(۱)
براى اينكه بتوانيم از ارتباط مؤثر و مفيد بهره بگيريم، بايد ويژگى‏هاى يك ارتباط مؤثر را بدانيم و آنها را در ارتباط خود با اعضاى خانواده به كار گيريم. همچنین موانع ارتباط مؤثر را از بين ببريم تا به نتايج و آثار ارتباط مؤثر دست يابيم.

ويژگى‏هاى ارتباط مؤثر
۱)  همگرايى در برابر واگرايى
از عناوين مهمى كه در بحث ارتباط نقش كليدى و اصلى دارد، «همگرايى» و «واگرايى» است. براى رسيدن به يك زندگى مطلوب كه منافع مشترك را تأمين كند، همگرايى بسيار مؤثر است. چنانچه جامعه به صورت حوزه متشكّل، وحدت ‏يافته و منتظم اداره شود، تصميمات، انديشه‏ها و كنش‏ها به سوى يك كانون جهت‏گيرى مى‏شود و مركزيت مقتدر و متحدى به وجود مى‏آيد.
افراد جامعه در اين كانون در كنار يكديگر قرار مى‏گيرند و به مرور زمان قطب واحدى در تصميم‏گيرى و هدايت زندگى شكل مى‏گيرد. چنين كيفيتى به «همكنشى» يا «همگرايى» موسوم است و از طريق آن، خط‏ مشى حال و آينده روشن و مشخص مى‏گردد. در اين صورت، الگوى مطلوبى براى تنظيم مناسبات ميان افراد فراهم مى‏شود. اصطلاح «همگرايى» مترادف با هماهنگى و اصطلاح «واگرايى» مترادف با ناهماهنگى است.

“همگرايى” بستر مساعدى براى شكوفايى و خلاقيت اعضاى خانواده است و”واگرايى” به نوع خود طرحى از خانواده را درمى‏افكند كه همچون دو حوزه جداگانه شاهد به هدر رفتن انرژى‏هاى زندگى است كه صرف اصطحكاك و تقابل مى‏شود.
اولين گام براى كسب روحيه رفاقت در زندگى، پذيرش ديگران است. افرادى كه همسرشان را آن‏گونه كه “هست” مى‏پذيرند نه آنچنان‏كه “مى‏خواهند”، به اين مرحله ارزشمند نايل مى‏شوند كه دوستى در روابط متقابل آنان موج مى‏زند. پذيرش همسر در نگرش تحليلى، شامل پذيرش شخصيت، افكار و علايق او در مديريت زندگى است. زنان و مردانى كه به همسر خود همچون رقيبى آشتى‏ناپذير مى‏نگرند، دچار تجسم “واگرايى” و “تزلزل” در زندگى مشترك هستند.
البته در “همگرايى” نكاتى بايد مورد توجه قرار گيرد كه در ذيل، به برخى از آنها اشاره مى‏شود:
۱) همگرايى در زندگى امرى نسبى است و جنبه مطلق ندارد؛ به اين معنا كه هرگز نمى‏توان انتظار داشت افراد در تمام موارد توافق داشته باشند، بلكه منظور اين است كه آنها بتوانند در غالب موارد، سياستى هماهنگ در مواجهه با مسائل اتخاذ نمايند.
۲) در تصميم‏گيرى‏ها، انتخاب راه‏حل‏ها و برنامه‏ريزى در زندگى، لازم است هر يك از همسران حقوقى را براى ديگرى در نظر بگيرد و او را از صحنه تصميمات دور نگه ندارد. مديريت مطلوب در زندگى زمانى امكان‏پذير خواهد بود كه هر فرد از اهميت نقش خود در پيشبرد خانواده اطمينان حاصل نمايد.
۳) مصلحت خانواده ايجاب مى‏كند كه هر يك از همسران به محض نارضايتى از همسر، او را از زندگى كنار نگذارد و جايگاه او را در زندگى حفظ نمايد. پدرى كه نقش سايه در زندگى دارد و به حاشيه رانده شده است، هيچگاه تأثير اخلاقى بر فرزندان نخواهد داشت و مادرى كه از موقعيت اصلى خويش محروم گرديده، هيچگونه سهمى در مراحل تصميم‏گيرى براى زندگى نخواهد داشت و در نتيجه، همسر لايقى براى شوهرش نخواهد بود.(۲)
ارتباط مؤثر بهترين راه براى از بين بردن سوءتفاهم‏ها، تنها راه نشان دادن احساسات به يكديگر، مسيرى براى انتقال اطلاعات و امرى ضرورى براى رشد و بالندگى است. چنان‏كه ارتباط مؤثر نباشد، نارضايتى، تنهايى و تعارض در خانواده پديد مى‏آيد، سوءتفاهم زياد مى‏شود، آسيب روانى به وجود مى‏آيد، اعتماد به نفس زن و شوهر مختل مى‏شود و توانايى افراد خانواده براى مقابله با مشكلات كاهش مى‏يابد.
براى اينكه ارتباطى مؤثر داشته باشيم، بايد به محتواى كلام، فرايند بيان آن و نوع ارتباط غيركلامى توجه كرد. هرچه سخن ما جذّاب، شورانگيز، دور از تهديد و غم‏افزايى باشد، زمينه بهترى در بخش محتوا، براى ارتباط مؤثر فراهم مى‏شود. چنان‏كه نحوه فراز و فرود سخن، جمله ‏بندى و زمان بندى در گفتار ما مناسب باشد، فرآيند بيان سخن به ارتباط مؤثر ما كمك خواهد كرد. در كنار اين دو، تُن و آهنگ صدا، تماس چشمى، حالت‏هاى چهره، حركات بدنى و گوش دادن فعال، مى‏تواند به بخش غيركلامى در ارتباط مؤثر كمك كند. براى برقرارى يك ارتباط مؤثر بايد علاوه بر كلمات، از ارتباط غيركلامى نيز بهره جست. اين كار زمينه برآورده شدن بهتر و بيشتر انتظارات همسران را فراهم مى‏آورد.
۲) توجه كردن
براى برقرارى رابطه مطلوب عاطفى، توجه كردن نقش اساسى دارد. توجه كردن در دو بخش كلامى و غيركلامى نقش ايفا مى‏كند. در بخش غيركلامى، ژست‏هايى نظير لبخند زدن، سر تكان دادن و نگاه همدلانه داشتن يا مجاورت بدنى از قبيل خم شدن به جلو، تماس و لمس، بستر مناسبى را براى ارتباط فراهم می آورد.
توجه غيركلامى اغلب رساتر از توجه كلامى است. هر بخش از بدن ما مى‏تواند به گونه‏اى باشد كه ميان همسران ارتباط ايجاد كند، ارتباط را آسان نمايد و آن را تداوم بخشد. ما هنگامى كه در مواجهه با يكديگر حالتى آرام، اما هوشيار از خود نشان مى‏دهيم، اندكى بدن خود را به سوى جلو خم مى‏كنيم يا با روى گشاده در فاصله مناسبى از يكديگر قرار مى‏گيريم، ارتباط را تقويت مى‏كنيم و در عين آرامش با هيجان نشان مى‏دهيم كه آنچه را به يكديگر منتقل مى‏نماييم، خوب درك مى‏كنيم و مى‏فهميم؛ چراكه براى درك آن بسيار مصمم هستيم. ما با شيفتگى براى يكديگر پيام مخابره مى‏كنيم و براى دريافت پيام چنان برانگيخته‏ايم كه بر لبه جلوى صندلى مى‏نشينيم و حالت وارفتگى از خود نشان نمى‏دهيم. به اين حالت “گرايش نشان دادن” مى‏گويند. در ايجاد اين حالت، حركت‏هاى بدنى، تماس چشمى و گشاده‏رويى بسيارموثراست.
همسران ترجيح مى‏دهند در زندگى مشترك با كسى باشند كه در عين دورى از عصبانيت، بى‏تحرك نباشد. اين تحرك، نشان مهربانى او و گرمى زندگى است. مهم اين است كه حركت‏هاى بدنى متناسب باشد و اشاره‏هاى گيج‏كننده نداشته باشد؛كسى كه با همسرش سخن مى‏گويد و در همان حال به رهگذران دست تكان مى‏دهد، گرچه حركت بدنى دارد، اما حركت او متناسب با سخن گفتن با همسرش نيست.
۳) لحن صدا
برخى معتقدند كه ۳۸ درصد از استنباط اوليه افراد از هر عبارتى، به نحوه بيان آن بستگى دارد.(۳) اولين كلماتى كه از دهان انسان خارج مى‏شود، لحن كلام را تعيين مى‏كند. بنابراين، صدا بايد آرام، منظم و نيرومند باشد، كلمات به روانى پشت سر هم ادا شوند و از تأمّل بى‏جا و زننده خوددارى و روى كلمات و جملات مهم تكيه شود. اولين حالت‏ها در مواجهه ميان افراد، تأثير عميقى ميان آنها به جا مى‏گذارد.
لحن صدا از كيفيت صوت، طنين و گويايى آن رنگ مى‏گيرد. تغيير در كيفيت صوت گوياى احساسات، عواطف و تفاوت در معناست.(۴)
۴) حالات چهره
چهره نيز اطلاعات فراوانى در خصوص حالات هيجانى ديگران به ما مى‏دهد. برخى از نظريه‏پردازان مى‏گويند: حالات چهره بعد از زبان، مهم‏ترين منبع اطلاعاتى است.
به هر حال، بسيارى از نشانه‏هاى خوش‏رويى از طريق حالات چهره به ديگران و از جمله به همسر ارائه مى‏شود. براى مثال، هنگامى كه همسر ما شاد يا نگران باشد، ما مى‏توانيم با اتخاذ حالت چهره‏اى متناسب با آن موقعيت، در شادى او خود را شاد، و در نگرانى‏اش خود را سهيم بدانيم.
پيراستن و آرايش چهره نيز از مهارت‏هايى است كه لازم است مورد توجه قرار گيرد و به عنوان نمودى بارز از خوش‏رويى ملحوظ گردد. فردى كه با چهره آراسته با همسر خود مواجه مى‏شود، ميزان علاقه‏مندى خود را به او نشان داده و خاطرنشان مى‏سازد كه براى او ارزش و احترام خاصى قايل است.
لبخند به عنوان يك تقويت‏كننده، نمونه‏اى از مهارت‏هاى خوش‏رويى در برابر همسر و ديگران است. رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه ‏و‏ آله همواره از اين مهارت در هنگام سخن گفتن استفاده مى‏كردند.(۵)
امام باقر عليه‏السلام نيز تبسّم در برابر برادر دينى را حسنه دانسته‏اند.(۶)
۵)  گشاده‏رويى
گشاده‏رويى يكى از نمونه‏هاى بارز خوش‏رويى براى پيدايش توجه در ارتباط ميان همسران است. مردم عموماً خواهان آغاز كردن صحبت نيستند؛ از اين‏رو، بايد زمينه و بسترى فراهم شود تا سر صحبت باز شود و ارتباط برقرار گردد. گشاده‏رويى می تواند در اين ميان نقش مؤثرى ايفا مى‏كند.
در متون روايى و دينى ما به گشاده‏رويى و خوش‏رويى تأكيد شده است. در ذيل، به برخى از اين روايات اشاره مى‏شود:
ـ براى اهل بهشت، چهار علامت است كه يكى از آنها گشاده‏رويى است.(۷)
ـ اولين هديه و عطيه براى كسى كه با او مواجه مى‏شويم ‏و آسان‏ترين ‏بخشش‏ براى ‏او خوش‏رويى ‏است.(۸)
ـ بهترين عاملى كه مى‏توان به واسطه آن در ميان قلوب دوستان مودّت و محبّت را افزايش داد و كينه و دشمنى را از دل دشمنان زدود، خوش‏رويى است.(۹)
ـ خوش‏رويى خصلت هر انسان آزاده است.(۱۰)
وقتى در مواجهه با افراد جامعه دينى،كه از آنان به «برادر دينى» تعبير مى‏شود، دستور داريم با چهره‏اى باز و دور از گرفتگى و خشم و اندوه برخورد نماييم، حكم مواجهه در محيط منزل با همسر به خوبى روشن مى‏شود.
گشاده‏رويى نسبت به همسر تا جايى اهميت پيدا مى‏كند كه رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آن را يكى از حقوق زن بر همسر خود دانسته و فرموده‏اند: ” حق زن بر شوهرش اين است كه او را  گرسنه نگذارد، بدنش را بپوشاند و با او ترش‏رويى نكند”.(۱۱)
۶) تماس چشمى
تماس چشمى علامتى است بر اينكه هريك از دو نفر به ديگرى توجه دارد و كنش متقابل بيشترى مى‏تواند در پى آن بيايد(۱۲) و البته از كاركردهاى ديگر آن، تنظيم ارتباط متقابل در محاوره است.همچنين تماس چشمى نشانگر هيجانات (دوستانه يا خصمانه) ما نسبت به ديگران است.
تماس چشمى به فرستنده پيام اين امكان را مى‏دهد كه پذيرش خود و پيامش را از سوى شنونده ارزيابى كند و پى ببرد در چه حالتى، شنونده با گوينده احساس راحت ‏ترى دارد. از طرفى، شنونده پيام به وسيله تماس چشمى مى‏تواند مقصود ويژه گوينده از پيامش را درك كند. اين دركى فراتر از معانى كلمات است كه به اسرار درونى گوينده ارتباط پيدا مى‏كند.
رالف والدو امرسون مى‏گويد: چشم‏هاى اشخاص به اندازه زبان‏هايشان  صحبت  مى‏كند، با اين مزيّت كه سخن گفتن به وسيله چشم‏ها به بيان واژه‏ها نياز ندارد و يك درك كلى از شخص مقابل را فراهم مى‏كند.(۱۳)
ارتباط چشمى يكى از عناصر مهم تعامل ميان فردى و گاهى ضرورى براى شروع تعامل اجتماعى است. اين رفتار در هنگام گفتگو مى‏تواند نشانه توجه و علاقه باشد و استفاده مناسب از آن مى‏تواند پيامدهايى تقويت‏كننده داشته باشد.
بر اين اساس، ارتباط چشمى متعادل با همسر، به ويژه در هنگام سخن گفتن او، عاملى مؤثر در تداوم ارتباط كلامى با همسر و نمونه‏اى بارز از خوش‏رويى در برابر او به شمار مى‏رود.
۷) ژست
ژست‏ها دو دسته هستند:(۱۴)
الف) “نشانگرها”، كه مكمل گفتارند، به همراه آن به كار مى‏روند و موجب برقرارى ارتباط مى شوند. اين ژست‏ها محتواى كلامى گفتار را ترسيم مى‏كنند و به تسهيل صحبت كردن ميان افراد كمك مى‏نمايند.
ب) ژست‏هايى كه “معرف” نام دارند و به طور كامل جايگزين رفتار مى‏شوند. معرف‏ها در جايى مورد استفاده قرار مى‏گيرند كه صحبت كردن غيرممكن است. براى مثال، در محيط‏هاى پر سر و صدا يا وقتى همسران فاصله زيادى با هم دارند يا به گونه‏اى مخفيانه مى‏خواهند پيامى را به يكديگر منتقل كنند، از اين ژست استفاده مى‏كنند. تكان دادن سر از جمله ژست‏هايى است كه معمولاً آن را به نشانه تصديق، موافقت و تفاهم به كار مى‏بريم. فوربس و جكسون بر تأثيرات تقويتى اين ژست تأكيد كرده‏اند. در اكثر تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه، تكان دادن سر و ساير تقويت‏كننده‏هاى كلامى و غيركلامى با هم تركيب شده‏اند.(۱۵)

به هنگام برقرارى ارتباط و انتقال پيام بايد به اشارات و زبان بدنى گيرنده توجه كنيم. اين اشارات مى‏تواند مثبت يا منفى باشد.
علايم منفى عبارتند از:
– چرخاندن سريع سر به مفهوم عدم موافقت؛
– كاهش ارتباط چشمى؛
– فاصله گرفتن؛
– مشت كردن دست، گره كردن دست‏ها در يكديگر؛
– با پا به زمين كوبيدن؛
– به آسمان نگاه كردن؛
– معذب بودن.
علايم مثبت عبارتند از:
– آهان گفتن؛
– متفكرانه سر را تكان دادن؛
– دست كشيدن روى چانه؛
– ارتباط چشمى، به ويژه هنگام بزرگ شدن مردمك چشم؛
– راحت بودن وضعيت بدن.(۱۶)
زمانى كه گيرندگان پيام از سلامت عمومى، بهداشت روانى، نگرش مثبت و انگيزه قوى برخوردار باشند، شرايط انتقال پيام كاملاً مطلوب باشد، مى‏توان شاهد برقرارى كامل ارتباط و تأثيرات ناشى از آن بود.(۱۷)
اين مهارت در هنگام سخن گفتن همسر، شاخصى براى توجه دقيق به او، تأييد گفته‏ها و دغدغه‏هاى وى و نشانه‏اى از خوش‏رويى با او به شمار مى‏رود.
بازى‏هاى ارتباط
بازى‏هاى ارتباط يك رشته فنونى هستند كه به افراد مى‏آموزند تا آگاهى خود را افزايش دهند و در برقرارى ارتباط، مؤثر باشند. براى كسانى كه با مخاطب خود در تماس هستند و مى‏خواهند پيامى را به او منتقل كنند، اين امكان وجود ندارد كه بتوانند پيام ناهمخوان منتقل نمايند. پيام ناهمخوان پيامى است از طريق زبان كه با پيام‏هاى ارسالى از طريق ساير اعضا و جوارح پيام‏دهنده سازگار نباشد.
اين فن زمانى كارآمد است كه زمينه‏هاى تنش در حال فراهم آمدن باشد، وگرنه چنانچه تنش به اوج خود رسيده باشد، بايد از رو در رو شدن پرهيز كرد، چه رسد به اينكه با تمام قوا و به صورت كامل ارتباط برقرار شود.
در مواجهه افراد خانواده با يكديگر، هريك از آنان منتظر نوعى عكس‏العمل از ديگرى هستند و همان‏گونه كه چگونه صحبت كردن در اين رابطه از اهميت فراوانى برخوردار است، چگونه گوش كردن نيز اهميت زيادى دارد. افراد خانواده بايد بدانند چگونه از طريق ارتباط كلامى و غير كلامى، به يكديگر پيام بدهند.

نتيجه‏گيرى:
ارتباط ظاهراً امری ساده به نظر می آید ولی در مواقعی موضوعی پیچیده است و باید بیش از این به آن اهمیت داده شود. اگر افراد با توجه به سن، با نقش خود در جامعه آشنا شوند و وظایف خود را در رابطه با دیگران بدانند بهتر می توانند در کنش های اجتماعی موفق باشند.
تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک ارتباط و رابطه سالم است. همه ما برای برقرار کردن ارتباط با دیگران، صرف نظر از این که چقدر با آنها صمیمی یا نا آشنا هستیم، با صحبت و گوش کردن (گفت وگو) ارتباط برقرار می کنیم. ارتباط موثر به ما کمک می کند تا با دیگران ارتباط کلامی و غیر کلامی موثرتری داشته باشیم و با غلبه بر خجالت، نظرات خود را برای دیگران ابراز کنیم. اگر این مهارت را کسب کرده باشیم، در مواقع لازم می توانیم با تقاضاهای نامناسب دیگران مخالفت کنیم. این توانایی به ما کمک می کند تا بتوانیم به صورت کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ جامعه و موقعیت، خود را نشان دهیم.
در حقیقت در مهارت برقراری رابطه موثر می خواهیم شیوه صحیح یک ارتباط را بیاموزیم تا بتوانیم نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را به طور صحیح ابراز کنیم. ضعف در مهارت های اجتماعی مشابه بسیاری از آسیب ها است. آموزش های ارتباط موثر حول یک مقوله کلی گوش کردن، صحبت کردن و ارتباطات غیر کلامی است. در گوش کردن، آنچه مهم است، کیفیت گوش کردن است. توجه در گوش کردن دو هدف را مد نظر دارد؛ اول این که با تمرکز، به محتوای صحبت طرف مقابل پی می بریم و دوم این که احساس و هیجان او را درک می کنیم که سهل انگاری در هر یک از این موارد موجب خواهد شد ارتباط دو طرف ضعیف شود.
پیشهاداتی در خصوص کسب ارتباط موثر در خانواده:
۱)    راه حلی انتخاب کنیم که دو طرف برنده باشند، نه این که در انتها یک نفر بازنده شود. (یعنی همیشه به دنبال نتیجه برد – برد باشیم )
۲)    چون نگرش و دنیای هر فرد با دیگری متفاوت است، یقیناً انسان ها، دنیا را متفاوت درک می کنند پس با آدم های متفاوت بایستی برخورد متفاوت داشت.
۳)    فرزندانمان را همان گونه که هستند بپذیریم، نه این که بخواهیم آن ها را در خواسته های خود شکل بدهیم.
۴)    بر این باور باشیم که هم من خوبم و هم فردی که با او ارتباط برقرار می کنم تا در ارتباط به تفاهم برسیم، مشکل امروز خانواده ها عدم تفاهم نیست، بلکه سوء تفاهم است.
۵)    اگر فرزند مسئله دارد سعی کنیم مسئولیت مسئله را به خود او واگذار کنیم و با گوش دادن فعال و همدلی، توجه کردن و بدون سرزنش کردن کمک کنیم که خودش به راه حل برسد. در این صورت بهتر به آن عمل خواهد کرد و به استقلال و خود باوری بیشتری می رسد.
پس بیایم از خود شروع کنیم و نحوه برقراری روابط اجتماعی و تداوم آن را به صورت عملی در خانواده و سپس در مراکز آموزشی پیاده کنیم تا هم به سلامت روح و روان خود و هم به ترویج روحیه اجتماعی بودن کمک کرده باشیم که نتیجه آن چیزی جز سلامت جامعه نیست.

منابع:

– افروز، غلامعلى، روان‏شناسى تربيتى (كاربردى)، تهران، انجمن اوليا و مربيان، ۱۳۷۸٫
– بولتون، رابرت، مهارت‏هاى ارتباطى، ترجمه منصور شاه‏ولى، شيراز، دانشگاه شيراز، ۱۳۸۰٫
– كلينى، محمّدبن يعقوب، الكافى، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ۱۳۶۵ق.
– كول، كريس، فهميدن، فهماندن و ارتباط مؤثر، ترجمه پروانه كاركيا، تهران، نشر الزهرا، ۱۳۷۹٫
– كليد طلايى ارتباطات، ترجمه محمدرضا آل‏ياسين، تهران، هامون، ۱۳۷۹٫
– مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفا، ۱۴۰۴ق.
– نيون، ديويد، صد راز موفقيت در زندگى زناشويى، ترجمه نفيسه معتكف، تهران، درسا، ۱۳۸۳٫
– هارجى، اون و…، مهارت‏هاى اجتماعى در ارتباطات ميان فردى، ترجمه خشايار بيگى، مهرداد فيروزبخت،                                              تهران، رشد، ۱۳۷۷٫
– هيئت مؤلفان، روان‏شناسى و ارتباط، ترجمه محمدرضا طالبى‏نژاد، تهران، نشر دانشگاهى، ۱۳۶۸
– ماهنامه علمی-ترویجی در زمینه علوم انسانی، اسفند۱۳۸۸، شماره۱۴۷

پی نوشت ها:

۱) ديويس كنت، خانواده، راهنماى مفاهيم و فنون براى متخصص ياورى، ترجمه فرشاد بهارى، ص ۱۳۹٫
۲)  غلامعلى افروز، روان‏شناسى تربيتى كاربردى، ص ۲۴۶٫
۳) كريس كول، كليد طلايى ارتباطات، ترجمه محمدرضا آل‏ياسين، ص ۱۹٫
۴) همان، ص۲۰٫
۵) محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۹۶٫
۶)  محمّدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ۲، ص ۱۸۸٫
۷)  ورّام‏بن ابى‏فراس، مجموعة ورام، ص ۵۵٫
۸)  عبدالواحدبن محمّد تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص ۲۵۴٫
۹)  محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۵۷ / محمّدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ۲، ص ۱۰۴٫
۱۰)  عبدالواحدبن محمّد تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص ۴۳۴٫
۱۱)  محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۵۴٫
۱۲)  هيئت مؤلفان، روان‏شناسى و ارتباط، ترجمه محمدرضا طالبى‏نژاد، ص ۲۳۰٫
۱۳)  رابرت بولتون، مهارت‏هاى ارتباطى، ص ۵۷٫
۱۴)  اون هارجى و…، مهارت‏هاى اجتماعى در ارتباطات ميان‏فردى، ص ۵۷٫
۱۵)  كريس كول، كليد طلايى ارتباطات، ترجمه محمدرضا آل‏ياسين، ص ۱۰۰٫
۱۶)  كريس كول، فهميدن، فهماندن و ارتباط مؤثر، ترجمه پروانه كاركيا، ص ۲۱۵٫
۱۷)  غلامعلى افروز، روان‏شناسى تربيتى كاربردى، ص ۲۴۶٫

نوشتن دیدگاه

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد.لطفا فیلد های که دارای ستاره هستند را پر کنید *

*